یکی از جریان های روز عاشورا عروسی حضرت قاسم است.باید بدانیم که تشریفات و برنامه ای به نام عروسی

 حضرت قاسم را هرگز کسی بیان نکرده است. آنچه هست این است که برخی از علمای بزرگ مانند شیخ

 طریحی نوشته اند: حضرت قاسم از عموی خود اذن جهاد خواست و بر امام علیه السلام خیلی گران تمام شد

 که نوجوان یتیم برادر بخواهد فدای او شود و بسیار گریه کرد-شاید تا حد بی هوشی- و مصرانه از حضرت قاسم

 خواست که منصرف شود ولی او نپذیرفت و امام علیه السلام به او پیشنهاد ازدواج با دختر خود را داد به امید

 اینکه بماند و به میدان نرود و در عین حال به میدان رفت و به شهادت رسید. اگر این جریان صحت تاریخی داشته

 باشد, توجیهش این است که حضرت قاسم شب عاشورا گفت:شهادت در کام من از عسل شیرین تر است,اگر

 اجرای سنت ازدواج نبود جمله " احلی من العسل " مبهم و نامفهوم می ماند;زیرا نوجوانی که ده سال پدر ندیده

 و وضعیت مادرش مشخص نیست,چه بود و کجا بود و تنها امیدش عمویش بود که او را نیز داشت از دست می

 داد;پس قاسم از روی ناامیدی به آینده اش و بی پناهی گفت:احلی من العسل. امام اثبات کرد که با امید پیدا

 کردن به آینده,از کنار نوعروس و از حجله دامادی به سوی احلی من العسل می رود.

منبع: مجموعه مقالات در زمینه عاشورا,اربعین و نوروز-محمد فاضل استرآبادی